
هیچ نگو! تا نگویم... shadow: از این نیست تر،از این هیچ ترم نکن... ...
ادامه مطلب
یک در میانی برایم! خاموش، روشن، خاموش، روشن، خاموش! خاموش! خاموش! shadow: من به تاریکیِ این عاقبتِ شوم، باور دارم! shadow: تو! نامردتر از آنی که بمانی... +نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت۷:۱۴ ب.ظ توسطShadow | ...
ادامه مطلب
طلوع ِ تو... نزدیک است! و غروب من نزدیک تر... ...
ادامه مطلب
و "تو" چه میدانی در این سالهایِ انتظار، بر مَن چه گذشت؟ و "تو" چه میدانی، اگر این بار عاشقانه و لوندانه هم که بیایی! از این من! نه حالی مانده تا فراموش کند روزهایِ نبودنت را؛ و نه جانی مانده تا در آغوش بگیرد بودنت را ! من... دیگر نه تویی میخواهدُ نَه غیرِ تویی... این من فقط هیچکَس میخواهد و بس! ...
ادامه مطلب
نَبودی ببینی ضجه هایی که برای ِ تو بودُ تو برایِ هر کَسی غیر از من! ...
ادامه مطلب
سنگ که نبودم ، نشکنم ...! shadow: جادوی ِ چشمانت دروغی بیش نبود ! ...
ادامه مطلب
در این هوای ِ سرد ِ بارانی... دنج تر از آغوشِ تو نیست! عاشقانه می بویَمتُ همه چای های ِ شاعرانه را کنار می زنمُ همه ِ تو را مینوشم... ...
ادامه مطلب
وقتی تو را دیدمُ عِشق آغاز شد... همه چیزش را به جان خریدم! از فراموش شدنم بگیر تا به پای ِ تو سوختَنَم... shadow: عجیب این رابطه سرد ، مرا سوزانده... ...
ادامه مطلب
آغاز شُدی و بی پایان... ...
ادامه مطلب